![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ متعلق به شیرین عقلی سمپادی است و حاوی مطالبی شلم شوروا می باشد |
|
سلام بر همگی(می گم شما حالتون به هم نخورد من این قدر این جمله رو تکرار کردم؟؟خودم که حالم به هم خورد
امروز صبح الطلوع برامون جبرانی زبان گذاشته بودن منم که طبق معمول نخونده بودم و از اون جایی که ۱۰ نفر غایب بودن منو صدا زد داشتم سکته آنی و فوری می کردم ولی خداییش بد نبود یعنی من بد جواب ندادم شماها خبری از این بچه های المپیاد فیزیک ندارین؟؟ دیشب زهرا بلا طی دیداری که با چند تن از این نخبگان داشت می گفت همگی در صحت کاملند و دارن صفا می کنن در ضمن از همین جا به بچه های رباتیک اژه ای هم تبریک می گم(البته می دونم که هم چین یه ذره زود اقدام کردم البته پارسالم که آلمانی ها ویزا داده بودن آموزش و پرورش خودمون به بچه ها گفته بود اگه برن از مدرسه اخراجشون می کنه ولی حالا خداییش جدا از این مسئله ها خیلی مخ توی کشورمون داریما!! این هفته قراره بریم مشهد دعا کنین خوش بگذره البته می دونم جنبه تفریحیش کمتر از بقیه جوانبه ولی خوب وای ی ی بذارین یه چیز خیلی باحال براتون بگم : یکی از دوستان باصفا که مثه من هر شب برنامه اشکان خطیبی و رامبد جوان رو می بینه و اتفاقا خیلیم ادعاش میشه(نه خداییش این آخری شوخی بود)شبی که نیما شاهرخ شاهی رو آورده بودن رو دیده بود(من اون شب ندیده بودم)و برا ی من تعریف کرد که پوریا پورسرخ رو دیده ما هم که ساده باورمون شد !!ولی دیشب طی مکالماتم با زهرا فهمیدم که منظورش نیما شاهرخ شاهی بوده و تازه زهرا بهش حالی کرده بود که جایی دیگه ۳ راه نندازه وی مثه این که کار از کار گذشته بود!!!! البته من منشا همه این مشکلات رو دیر دادن نتایج مرحله دوم می دونم و بس حالا اگه حدس زدین این دوست آی کیو کی بوده بهتون جابزه میدم.باشه؟؟ فعلا می رم ولی منتظر جوابتون هستم ببخشید آقای محمد امین صبیحی نظرتون که توی خود صفحه اصلی درج نشده ولی می خواستم بپرسم برای چی؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 16:39 توسط فاطمه |
|
|
سلام بر همگی
دوستان امیدوارم حالتون خوش باشه ببخشین یه ذره دیر اومدم آخه اعصاب خیلیییییییییی خش خشی بود. جمعه امتحان مرحله دوم بود ۴۸ تا سوال توی ۱۰۰ دقیقه ولی واقعا نمی تونین تصور کنین که چقدر سخت بود اصلا به هر کی سوالا رو می گم شاخاش می ره تو هوا تابستونی الاف شدیم بددددددددددددد عصر با کلی تلاش و کوشش یه جدول حل کردم وقتی به تاریخ مجله نگاه کردم دیدم مال ۱ سال پیشه وای دیشب حامد بهداد رو توی صندلی داغ دیدین خیلی باحال حرف می زد به قیافش نمیاد شخصیتش این جوری باشه حالا ما می ریم یه ذره زبان بخونیم آخه فردا ناسلامتی کلاس دارم فعلا قربان همگی در ضمن یادم رفت بگم زهرا خانم بسیجی خودتیو جد و آباد هفت نسل بعدت حالا که فعلا مثه این که بسیج کلاسای آموزش زبان انگلیسی براشون گذاشته یک تسلطی دارن که نگو لطفا این جا سخن رانی نکن با خونه تماس بگیر باشه؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:33 توسط فاطمه |
|
|
سلام بر همگی مرسی از این تبریکاتون مرسی
دوستان پدر به مناسبت قبولی توی تیزهوشان برام یه کامپیوتر دل خریده (لب تاپه ها) خیلی باحاله خیلی امگب خیلی نمی تونم بنویسم فقط اومدم بگم نرگسی بلا تولدت مبارک ما کیک می خوایما!!!! دوستانی که مثه من تولد می خوان توی بخش نظرات اعلام کنن. نرگس جون کاشکی که ۱۰۰۰۰۰۰ ساله شی(ااااا ببخشید ۴ تا صفر زیاد گذاشتم) |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 23:2 توسط فاطمه |
|
|
سلام
مژده مژده تیزهوشان قبول شدیم هممون بالاخره این انتظار کوفتی تموم شد هوووووووووووووراااااااااااااااااااااااااااااااااا از دعاهای همگی کمال تشکر(البته اگه کرده باشین اگه خواستین می تونین از طریق این آدرس برین لیست دخترای اصفهان رو ببینین کف کنین http://www.nodet.net/Azmon/city.asp?paye=2&code=052 حالا می رسیم به مرحله دوم البته همه می گن مرحله دوم برای کسایی که راهنمایی تیزهوشان بودن جنبه تشریفاتی داره ولی قطعی نیست حالا ما هم همین حرف رو توی هوا می گیریم و درس رو تعطیل می کنیم.
در هر صورت همین مرحله اول هم از سرمون زیاده فعلا می روییییییییییییم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 15:4 توسط فاطمه |
|
|
سلام بچه ها
امروز با دوستان رفته بودیم کلاس رباتیک جاتون خالی بود گروه ما مثه این تنبلا هیچ وسیله ای نخریده بودیم(البته مثه تنبلا نه خود تنبلا) بعد از کلاس رفتیم که وسایل رو بخریم خیلی توپ بود البته ۷،۸ تومنی برای خریدشون کم اوردیم گفتیم بعدا براتون میاریم. برگشتنه نرگس و فریماه اومدن خونه ما تا از اینجا تاکسی بگیرن برن البته قبلش رفتیم ویدئو کلوپ برای نرگس چند تا فیلم گرفتیم.رفقا که اومدن خیلی حال داد خییییییییییلی به دلیل برخی از ملاحظات امنیتی دلیلشو نمی گم خودشون می دونن هر کدوم از رفقا که خواستین زنگ بزنین بهتون می گم(البته بچه های کلاسمونا!!!!) فکر کنم امشب یا فردا صبح نتایج تیزهوشانو بزنن تو رو خدا دعا کنین و دعا کنین این اینترنت ما خراب نشه آخه امروز صبح قاط زده بود مجبور شدم برم از همسایمون بگیرم(به من چه یه تیکه شایعه شد نتایجو زدن ) بعد هم دوستان رفتن خونشون و من رو با کوله باری از غم تنها گذاشتن به همون دلیله !!!! خوب ما که رفتیم نظر ندین نامردین(البته اگه خانوم هستین نازنین) |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم تیر 1386ساعت 14:46 توسط فاطمه |
|
|
سلام
چه خبرا ؟؟ خوش می گذره؟؟ شنبه از طرف مدرسه رفتیم باغ بهادران توی اتوبوس بهار عکس های بهرام رادان رو از رو گوشیش نشونمون داد من که تا دو ساعت تو توهم بودم بعدشم چند تا آهنگ برامون گذاشت که خیلی باحال بود من که هر چی آهنگ رو گوشیمه جواد جلبه اونجام که رسیدیم مهلت ندادیم مثه خر می خوردیم من که داشتم خفه می شدم عصرشم کلی آب بازی کردیم که در این میان تلفات جانی نبود اما عاقبت خوبی هم در انتظارمون نبود آخه نتایج مدرسه ی امام صادق رو زده بودن بعدشممن و فریماه رفتیم دل داریش بدیم بیاد توی اتوبوس کلاس ما حال کنه خودمون از اتوبوسه جا موندیم مجبور شدیم با اتوبوس ۵/۳ بیایم تموم راه دو تایی داشتیم با هم حال می کردیم البته با رفقا تماس داشتیما بعدشم نزدیک مدرسه برامون بستنی خریدن زدیم تو رگ حالشو بردیم بعد هم با نرگس ،مهتاب،مریم و خودم آژانس گرفتیم اومدیم خونه. قصه ما به سر رسید،کلاغه به خونش نرسید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 11:21 توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام به هر کسی که میاد توی وبم.باید بگم خوش اومدی!!!!
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اسفند 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|